صفحه شخصی مهدی مردانی (گلستانی)

مدرّس و پژوهشگر مطالعات حدیث و نهج البلاغه

اصول حاکم بر سبک زندگی عبادی



مجموع: ۰

بازدید: ۲۹۸

یادداشت

اصول حاکم بر سبک زندگی عبادی

ارسال شده در: 27 اردیبهشت 1397 - 13:46 توسط مهدی مردانی

اصول حاکم بر سبک زندگی عبادی

 

منظور از سبک زندگی عبادی، روش و مَنشی است که انسان متدین برای انجام عبادات در زندگی خود رعایت می کند. این بخش از رفتار انسان، اصول و ضوابطی دارد که شایسته است در مصادیق رفتارهای عبادی ما ظهور پیدا کند. بر اساس آنچه از روایات اهل بیت(ع) بر می آید، این اصول در سه عنوان اصل نشاط، اصل کتمان و اصل استمرار قابل طرح است.

 

اصل نشاط

منظور از اصل نشاط آن است که ما زمانی عبادات کنیم و به مقداری به آن بپردازیم که قلب و روح ما از روی علاقه و اشتیاق پذیرای ارتباط با خدا باشد نه از روی اکراه و اجبارروایتی از امیر المومنین(ع) نقل شده است که حضرت در نامه ۶۹ فرمودند:

«نفست را در واداشتن به عبادت فریب بده، با نفست مدارا کن و بر او قهر و غلبه نداشته باش. زمانی نفست را به عبادت وادار که دارای نشاط و فراغت باشد مگر آنکه آن عبادت جز واجبات باشد که در هر حالتی باید انجام شود.»

این تعبیر حضرت به وضوح نشان می دهد که باید زمانی به سراغ عبادت رفت که کشش روحی و گرایش قلبی وجود داشته باشد. زیرا آن مقداری از عبادت ارزشمند و مطلوب است که با میل و علاقه انجام شود. برخی گمان می کنند که می توانند در یک شب، کار یکسال را انجام دهند؛ این صحیح نیست، البته باید از فرصت طلایی شب قدر برای رشد و اعتلای روحی خود بهره برد. لکن هدف از این شب ارتباط و پیوند بین عبد و معبود است که این امر زمانی اتفاق می افتد که اصل نشاط را رعایت کرده باشیم و به مقداری به عبادات بپردازیم که دوست داشته باشیم وکشش و گرایش قلبی وجود داشته باشد.

در مناسبتهای دینی دیگر نیز که اعمال عبادی متنوعی ذکر شده است، از ما خواسته نشده که همه آنها را با هم انجام دهیم. وجود روایات متعدد در مورد اذکار و زیارات و ادعیه، به این معنا نیست که همه این موارد را در یک بسته عبادی قرار دهم و تصور کنیم که باید همه آنها را در یک شب انجام دهیم. البته اگر کسی واقعا بتواند و ظرف وجودی اش آنقدر گنجایش داشته باشد که همه آن عبادت ها را انجام دهد، خوب است که بیشترین استفاده را از عبادات ببرد اما عموم مردم این گونه نیستند.

هر فرد باید به اندازه ظرفیت خود به عبادات بپردازد و از تحمیل اعمال عبادی بر روح و جان خود پرهیز کند. چنان که روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:

«عبادت خدا را بر خود مکروه و ناپسند مدارید»

و یا در روایتی دیگر از رسول اکرم(ص) آمده است:

«همانا این دین محکم و متین است، پس با ملایمت در آن درآیید و عبادت خدا را به بندگان خدا با کراهت تحمیل نکنید تا مانند سواره درمانده‏اى باشید که نه مسافت را پیموده و نه مرکبى بجا گذاشته

وی افزود: امیر المومنین(ع) در نهج البلاغه در روایتی به تنوع حالات روحی انسان اشاره کرده و فرمودند:

«دلها را نشاطى و ملالى است، اگر نشاط روى آورد آنها را به مستحبّات وادارید، و اگر ملالت دست داد به انجام واجبات اکتفا کنید»

در روایت مشابه دیگری نیز می فرمایند:

«اگر دلها را به اکراه به کارى وادارند، کور شوند»

یعنی اگر ما قلبمان را در شرایطی وادار به عبادت کنیم که پذیرش آن عبادت را نداشته باشد اثر منفی داشته و موجب بی خاصیت شدن قلب می گردد. البته پذیرش درونی و روحی هم نشانه هایی دارد. از جمله آن که تا زمانی به عبادت بپردازیم که منتظر پایان یافتنش نشویم؛ مثلا در خواندن ادعیه بلند و طولانی تا جایی ادامه دهیم که منتظر تمام شدن آنها نگردیم، اما همین که نگاه کنیم چه وقت دعا تمام می شود و یا صفحات باقیمانده را بشماریم، باید دست کشید و به همان مقدار کفایت کرد و هیچ اشکالی هم ندارد که بقیه را در فرصت دیگری ادامه دهیم.

البته این اصل ناظر به مستحبات است و شامل واجبات و تکالیف الزام آور شرعی نمی شود زیرا واجبات را باید در هر حال انجام داد، چه علاقه و و نشاط باشد و چه نباشد. استثنای دیگری که در این باره وجود دارد آن است که نباید حضور و آمادگی قلبی بهانه ای برای ترک عمل گردد. مثلا در شبهای ماه مبارک در خانه بنشینیم و هیچ عبادتی را انجام ندهیم و چنین توجیه کنیم که علاقه و نشاط روحی نداریم؛ بلکه باید در این حال به حداقل ها اکتفا کرد و تنها به مقدار وسع به عبادات مورد علاقه بپردازیم.

 

اصل کتمان

اصل دوم، اصل «کتمان» (به معنای پوشاندن و پنهان کردن) است؛ اینکه ما سعی کنیم عبادات را در شرایطی انجام دهیم که حتی المقدور از دید دیگران پنهان بماند و فقط خدای متعال ناظر بر اعمال ما باشد. اهمیت این اصل به قدری است که حتی در بعضی از عبادات، ویژگی کتمان بعنوان یک خصوصیت ویژه به چشم می خورد. مثلا «روزه» دارای ماهیتی کتمانی است و اگر کسی اظهار نکند که روزه هست کسی متوجه نمی شود. مگر در شرایط خاص که مثلا بخواهند پذیرایی کنند و اصرار هم داشته باشند و او مجبور به ابراز شود و یا مانند «نماز شب» که موقعیت کتمانی دارد و این عبادت در زمان و ساعتی انجام می گیرد که همه خوابند و به طور معمول کسی متوجه نمی شود و یا مانند ذکر «لااله الاالله» که در میان اذکار، ظهور کتمانی دارد و به هنگام ادای آن تنها این زبان است که تکان می خورد اما لبها به هیچ وجه حرکتی ندارند.

در متون دینی ما نیز نسبت به رعایت اصل کتمان سفارش های بسیاری صورت گرفته است؛ مثلا در مورد صدقه دادن و کمک به نیازمندان این سفارش وارد شده است که به گونه ای کمک کنید که اگر دست راستتان عطا کرد دست چپتان مطلع نگردد و یا به هنگام بخشش به گونه ای رفتار کنید که خواری و ذلت خواهش را در چهره نیازمند نبینید. برای نمونه در روایتی آمده است که وقتی حارث همدانی حاجتش را بر امیر المومنین(ع) عرضه داشت، حضرت چراغ اتاق را خاموش کرد و فرمود: اینک بگو…. سپس فرمود:

«من به این خاطر چراغ را خاموش کردم تا خواری حاجت را در چهره ات نبینم زیرا از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: همانا حوائج مردم امانتی است از جانب خدا در سینه بندگان، پس هر که آن را بپوشاند، بر او عبادت نوشته می شود…»

البته در خصوص این اصل دو استثنا وجود دارد که یکی ترک عمل به خاطر مشاهده شدن است و دیگری آن است که به منظور تشویق و ترغیب دیگران، عملی را اظهار سازیم و عبادتی را آشکارا انجام دهیم. برای نمونه گاه از مؤمنین برای کمک به نیازمندان یا ترمیم و احداث ساختمان مدرسه یا مسجدی در خواست کمک می شود، در این شرایط گاه لازم است تا بخشش و سخاوت نشان داده شده و علنی گردد تا دیگر افراد نیز متوجه و متذکر آن کار خیر شوند؛ مخصوصا اگر در شرایطی باشد که سوءظن و یا بد بینی هایی وجود داشته باشد و مثلا برخی گمان کنند که دیگر کسی به فکر خدا و آخرت نیست و همه به فکر خود و منافع شخصی شان هستند. در این موارد باید ابراز کرد که نفس این رفتار، یک نوع امر به معروف عملی محسوب می گردد البته به شرط آن که به اصل نیت لطمه ای وارد نشود.

 

اصل استمرار

اصل دیگر در انجام عبادات این است که ما عباداتی را انتخاب کنیم و به گونه ای انجام دهیم که دوام پیدا کند و به یک روز و یک شب و یک ساعت خاص محدود نشود. مثلا اگر دانستیم که قرائت قرآن در ماه مبارک رمضان فضیلت دارد این امر موجب نگردد که انس با قرآن تنها در یک ماه خلاصه گردد، بلکه باید به گونه ای عمل کنیم که در همه ایام سال استمرار داشته باشد. روایت از امام علی (ع) در نهج البلاغه است که فرمود:

«آن عمل اندکی که بر آن مداومت داشته باشی بهتر است از عمل زیادی که از آن خسته شوی»

و یا در روایتی دیگر از امام باقر (ع) است که فرمود:

«محبوبترین اعمال نزد خدا آن عملی است که بنده خدا بر آن مداومت کند اگر چه کم باشد».

لذا اگر قرار است یک عمل عبادی را برای خود تعریف کنیم و انجام دهیم، اصل آن است که به گونه ای انتخاب گردد که بتوان همیشه انجام داد.

در اینجا یک سوال پیش می آید و آن این که ملاک استمرار چیست؟ یعنی وقتی می خواهیم عملی را به صورت مستمر انجام دهیم باید تا چه زمانی بر آن مداومت داشته باشیم؟ چهل روز، یکسال یا تا آخر عمر؟ در پاسخ سوال باید گفت که حداقل زمان لازم برای استمرار بخشیدن به یک عبادت، یکسال است چنان که در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که فرمود:

«هر گاه بنده ای عملى را انجام می دهد، تا یک سال ادامه دهد سپس اگر خواست به عمل دیگر منتقل شود، زیرا شب قدر در آن یکسال واقع می شود…»

به بیان دیگر، هر سال شب قدری دارد و استمرار بنده بر یک عبادت موجب می شود که آن عمل یک بار با شب قدر مصادف شود و این خود باعث ارج و قرب آن عمل خواهد شد. بنابراین اصل آن است که اگر کسی عبادتی را انجام می دهد سعی کند آن را به مدت یکسال ادامه دهد تا با شب طلایی قدر مصادف شود. البته اصل استمرار درباره همه اعمال نیست و برخی از عبادات زمان و مکان خاصی دارند.

البته برای این منظور (استمرار عمل) می توان روشی را در پیش گرفت که مداومت بر عمل را راحت و تحقق پذیر سازد و آن این که برای عبادت مورد نظر مراتبی قایل شویم که اگر بالاترین مرتبه آن مقدور نشد مرتبه نازل تر آن انجام پذیرد. مانند توسل به اهل بیت(ع) که می تواند به صورت زیارت قبور معصومان(ع)، خواندن زیارت از راه دور و یا سلام با خلوص نیت تحقق یابد. در این حال است که عمل ما مانند چشمه ای جوشانی که همیشه در حال جریان است، گاه به صورت پهن و گسترده و گاه به صورت باریک و اندک استمرار خواهد داشت

 

منبع: خبرگزاری شفقنا

نظرات

یادداشت ها

کتاب ها

مقالات